در طوفان بازارهای موازی، بحران مالی در بانک مرکزی کشوری مانند لبنان تنها با یک شجاعت تاریخی مهار می‌شود؛ شجاعتی که در اعتماد به ارز دیجیتال و استارتاپ‌هایی که در این حوزه فعالیت می‌کنند خلاصه می‌شود.

تاکنون، همانطور که توسط روش‌های علمی به اثبات رسیده است، تقارن عجیبی بین توسعه توده پولی (monetary mass) در واحد پولی لیره و توسعه نرخ ارز در بازارهای موازی وجود دارد.

ارز دیجیتال  MUE (MonetaryUnit) در واقع یک کوین قابل استخراج محسوب می‌شود. این پدیده در عمل چیزی جز پاداش نیست، پاداشی که به اشخاص نگهدارنده این ارز دیجیتال تعلق می‌گیرد.

نفس واژه بازار موازی بر هر حاکمیتی بار منفی داشته و پر خطر به نظر می‌آید اما واقعیت این است که مثال لبنان ناقض همه این منفی بافی‌ها بود.

آیا ارز دیجیتال لبنان را نجات خواهد داد؟

به گزارش برات نیوز و به نقل از الخلیج تودی (alkhaleejtoday)، در این خصوص این ادعا را بیشتر روشن می‌کند. رابطه بین این دو پدیده چنان قوی و تنگاتنگ است که تقریبا یک رابطه ریاضی‌وار نزدیک را تداعی می‌کند. گرچه به نظر نمی‌رسد این یک رابطه علّی و حساب شده باشد.

برای این “رابطه” یک معادله ریاضی وجود دارد که می تواند در یک برنامه (excel) محاسبه شود تا درجه ناهماهنگی یا سازگاری بین مجموعه‌ای از داده‌های عددی را که قرار است با یکدیگر مرتبط باشند اندازه‌گیری کند.

بیشتر بخوانید: فیلتر شدن جدید چند سایت‌ ارز دیجیتال

در این محاسبه نموداری و الگوریتمی دافعه مالی به صورت (۱-) و تقارن و هماهنگی در نماد (۱) بیان می‌شود. هر زمان که نتیجه به (۱) نزدیکتر باشد، رابطه بین دو فاکتور سازگار و محکم است، تا مرحله ادغام و هرچه به (۱-) نزدیکتر باشد، اختلاف بین رابطه آنها تا درجه ضد ادغام نیز وجود دارد و اگر صفر باشد، نشانگر عدم وجود یک رابطه صحیح مالی و اقتصادی است.

در حقیقت، نمی‌توان گفت در امور مربوط به سیاست‌های پولی، رابطه بین توسعه اندازه توده و حجم موثر پولی و افزایش نرخ ارز، به طور تصادفی بوجود آمده است و همچنین نمی‌توان گفت كه این رابطه علی است. ممکن است با گذشت زمان این رابطه ارزی بین بانک مرکزی و بازارهای موازی مالی تکامل پیدا کند و به یک رابطه علی یا انگیزشی تبدیل شود، به این معنی که یکی از دو طرف رابطه، باعث تحریک طرف دوم یا برعکس شود.

رابطه علّی بین نقدینگی و ارز دیجیتال

در هر صورت، وجود رابطه قوی بین عرضه پول و نرخ ارز از سیاست‌های پولی ناشی از بانک مرکزی لبنان در دوره بحران ناشی می‌شود. از زمان آغاز بحران و به طور خاص، از زمان تعطیلی بانک‌ها پس از حوادث ۱۷ اکتبر گذشته تا امروز، بانک مرکزی لبنان به گسترش بلاک پولی در پیکره واحد پولی لیره ادامه داده است.

در ماه‌های اول، یعنی بین نوامبر ۲۰۱۹ و مه ۲۰۲۰ ، اندازه بلاک پولی در اندازه بیش از افزایش قیمت دلار در برابر لیره افزایش یافت. در ماه مه سال ۲۰۲۰، این دو مسیر با یکدیگر تلاقی داشتند و قیمت دلار با سرعت بیشتری افزایش پیدا کرد.

این موضوع نگرانی عمیق مقامات لبنان را در پی داشت و در سیاست نیز مشکلات روز به روز شدیدتر و عمیق تر می‌شدند. با وجود این، روند این دو در طول دوره بین نوامبر ۲۰۱۹ و سپتامبر ۲۰۲۰ در همان جهت شتاب گرفت و نشان داد که رابطه بین آنها دارای برخی علل و انگیزه‌های متقابل است. در اصل، این نوع روابط در بحران هایی مانند بحران مالی لبنان که وجود دارد، در دسترس است.

در دسامبر ۲۰۱۹، حجم پول و نقدینگی ۸۷ درصد افزایش داشت در حالی که نرخ ارز فقط ۳۶ درصد افزایش داشت.

وقتی قیمت کالاها بر تأثیر انتظارات بازار و برآورد افزایش قیمت دلار برابر پوند متورم می‌شود، لازم است بانک مرکزی، یعنی یک بانک مرکزی در استاندارد جهانی، با کاهش مقدار وجه نقد موجود از طریق موضوعات جدیدی که به بازار تزریق می‌کند به دنبال جبران ضرر کلی باشد اما به صورت منطقی این موضوعی است که به بازار اصلی تحمیل می‌شود نه این که فقط یک خطر محسوب شود.

افزایش قیمت دلار قبل از افزایش عمده در اندازه بلاک پولی شکل می‌گیرد و این هرگز اتفاقی نیست.

در حالی که عرضه پول در نوامبر ۲۰۱۹ معادل ۶۹ درصد افزایش داشت، دلار برابر پوند فقط ۳۰ درصد (به طور متوسط) در حال افزایش بود. حتی در ماه بعد، در دسامبر ۲۰۱۹، حجم پول ۸۷ درصد افزایش داشت در حالیکه نرخ ارز ۳۶ درصد افزایش داشت. شاید محتمل‌ترین توضیح این باشد که با اعمال محدودیت‌های غیرقانونی بانک‌ها در برداشت دلار کاغذی و جلوگیری از نقل و انتقالات (به استثنای افراد ممتاز و صاحبان نفوذ) و ادامه تبدیل لیره‌های واریز شده به آنها با دلارهای از قبل بلوکه شده برای مدت طولانی، سپرده‌گذاران برای برداشت سریع هجوم آوردند.

کسانی هستند که وجود چنین رابطه‌ای را رد می‌کنند. واقعیت این است که توده سپرده‌ها هر ماه با نرخ متوسط ​​۱۳۰۰ میلیارد پوند کاهش می‌یابد، عددی که برابر است با متوسط ​​نرخ افزایش توده پولی در گردش.

اگر میزان عرضه و تقاضای آن نامتعادل باشد، متناسب با این موضوع کاهش یا افزایش پیدا می‌کند. بدون تردید، کاهش ارزش پول در هر کشوری به معنای کاهش ارزش پس‌انداز و فقر و بیکاری بیشتر است.

بانک مرکزی لبنان در روزگاری به جوانان و ایده‌های فناورانه اعتماد کرد که حتی از نداشتن دولت مرکزی مقتدر رنج می‌برد و یک مدیر واحد اقتصادی در این کشور حکمرانی نمی‌کرد اما در چنین شرایط وخیمی آنچه که لبنان را دستکم از نابودی کامل نجات داد، اعتماد به ارز دیجیتال و رها نکردن استارتاپهایی است که می توانستند و می‌خواستند در محیط بین المللی رشد کنند.

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *