تورم ریشه‌های متعددی دارد که یکی از آنها نظام بانکی است، براساس برخی برآوردها نرخ تورم ایران نزدیک 40 درصد است و همواره نرخ سود بانکی باعث نوسان آن در کشور بوده است.

به اعتقاد من، پرداخت سود بانکی منشاء تورم است، اما عده ای که آن را پرداخت می کنند، از آن منتفع شده و در کنار افزایش نرخ سود بانکی به دنبال بالا رفتن نرخ ارز هستند.

این گروه از افراد با رسانه ای کردن بالا رفتن نرخ ارز که به صورت سازماندهی شده انجام میشود در کریدورهای مجلس حضور می یابند و برای افزایش نرخ ارز رایزنی می کنند، به این معنا که اکنون افکار عمومی هم کاملا پذیرش افزایش نرخ ارز را دارند، بنابراین باید منتظر افزایش تورم باشیم.

این قشر همواره عامل اصلی ایجاد تورم ، افزایش نرخ ارز هستند و از این حوزه ارتزاق میکنند.

اما از سالها قبل به خصوص از ابتدای سال 96، بانک مرکزی تاکید زیادی بر این داشت که کاهش نرخ سود بانکی را بانکها اعمال کنند اما این تاکید شاید با نوعی ترس همراه بود.

با تلاشهای بسیار نرخ سود بانکی، از 22 به 15 درصد رسید که وقتی به 15 درصد رسیده بود باز هم تکاپوهای بسیار برای بالا بردن آن وجود داشت و منتقدان این حوزه می گفتند: اگر نرخ سود بانکی از 15 درصد کنونی به 20 درصد افزایش یابد باز هم نرخ بهره واقعی منفی 20 درصد خواهد بود، از همین روی کمتر کسی رغبتی به این موضوع نشان می‌دهد که در این حوزه وارد شود مگر افرادی که اطلاعات اندکی از سیاست‌های پولی دارند.

بعد از این روند شاهد کاهش سپرده گذاری بانکی و ورود سرمایه ها به بازار ارز، مسکن و جدیدا هم بازار سرمایه و بورس هستیم.

حال مجددا بانک مرکزی می خواهد نرخ سود سپرده گذاری را از 11 به 13 درصد افزایش دهد.

با در نظر گرفتن رشد حجم نقدینگی و استفاده از نظریه مقداری پول کلاسیک‌ها می‌توان این نوسانات را توضیح و راهکار را در کنترل عرضه پول را یافت که شاید بتوان گفت از علل اصلی تورم های اخیر همین رشد حجم نقدینگی است.

 یکی از پیشنهادها در این مسیر افزایش نرخ سود بین بانکی است که می‌تواند به عنوان سیگنالی برای افزایش نرخ سود سپرده‌ها در سیستم بانکی نیز باشد.

بنابراین می توان گفت که با این سیاست، تقاضای پول کاهش می‌یابد و از ورود به بازارهای موازی مانند مسکن، ارز، طلا،… جلوگیری خواهد شد.

اما در نهایت برای داشتن اقتصاد سالم و در مسیر جهش تولید رفتن کاهش نرخ سود بانکی و کاهش جذابیت سپرده گذاری در بانک‌ها است.

زیرا کاهش نرخ سود بانکی باعث کاهش قیمت تمام شده پول بانکها و همچنین بهبود وضعیت سودآوری و ترازنامه بانک‌ها نیز خواهد شد.

کاهش نرخ سود بانکی، همچنین موجب هدایت نقدینگی که در کشور از نرخ و حجم بالای برخوردار است و هر روزه بازارهای مختلف از جمله ارز ،مسکن ،طلا،خودرو و… را متاثر می‌کند به سمت بخش‌های مولد اقتصادی که در شرایط کرونایی از کمبود منابع مالی رنج می‌بردند، می‌شود و تمایل به سرمایه گذاری و فعالیت‌های اقتصادی مولد افزایش می‌یابد.

نویسنده یادداشت: زیبا حشمتی ؛ کارشناس اقتصادی

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *