پاول میلگروم و رابرت ویلسون، دو اقتصاددان آمریکایی هستند که با مشارکت در تئوری حراج، جایزه نوبل اقتصاد ۲۰۲۰ را ازآن خود کردند.

به گزارش برات‌نیوز به نقل از سی ان ان، طبق اعلام آکادمی نوبل، دو اقتصاددان آمریکایی با نام‌های پاول میلگروم و رابرت ویلسون برای مشارکت مهمی که در تئوری حراج داشتند برنده جایزه نوبل اقتصاد سال جاری میلادی شده‌اند.

جایزه نوبل اقتصاد که به طور رسمی با نام جایزه ریسک بانک سوئد در اقتصاد نیز شناخته می‌شود، نخستین بار از سوی  بانک مرکزی این کشور ابداع شد و از سال ۱۹۶۹ به کارهای برجسته در زمینه اقتصاد اختصاص داده می‌شود.

در سال 2019 این جایزه توسط آبهیجیت بانرجی و استر دافلو و مایکل کرمر که در زمینه کاهش فقر جهانی فعالیت داشتند، دریافت شد.

بد نیست بدانید که استر دافلو، پروفسور مؤسسه تکنولوژی ماساچوست به‌عنوان جوان‌ترین فرد و همچنین دومین زنی شناخته می‌شود که توانسته است این جایزه را دریافت کند.

 تئوری حراج چیست؟

حامد قدوسی، تحلیلگر اقتصادی در صفحه شخصی خود در فضای مجازی در رابطه با نوبلیست‌ های اقتصاد ۲۰۲۰ قتصاد و تئوری حراج توضیحات جالبی منتشر کرده است که در ادامه توجه شما را به آن جلب می‌کنیم:

در میان اقتصاددان‌ها طنزی هست که می‌گوید«تنها بخش اقتصاد مدرن که به درد دنیای واقعی خورده، نظریه طراحی حراج است.».

درحال حاضر جایزه نوبل اقتصاد 2020 به دو نفر از پیش‌گامان این حوزه یعنی ویلسون و میلگرام  رسید و آنها نوبلیست ‌های اقتصادی 2020 معرفی شدند.

. اگر بخواهیم این تئوری را توضیح دهیم نیاز به یک مثال داریم، فرض کنید که یک فروشنده داریم که قصد دارد جنسی را ( یک نقاشی / زمین / باند فرکانس / اوراق بدهی / شرکت / ماهی / الخ) طبق یک معیار مثلا بهترین قیمت و یا بالاترین حجم بفروشد.

طبیعی‌ست که ساده‌ترین کار این است که حراج باز (Open Auction) با قیمت صعودی برگزار کند یعنی مثل فیلم‌ها چوب بزند تا برنده مشخص شود. راه دیگر آن است که مزایده برگزار کند و پاکت دربسته (Sealed Bid) جمع کند و الخ. یا این که از قیمت بالا شروع کند و پایین بیاید (Descending price auction) و …

اما علاوه‌بر این روش‌های قدیمی و مشهور، راه‌حل‌های دیگری نیز هست: مثلا اینکه ابتدا پاکت‌ها راجمع کند، بعد سه مفر اول را در یک جلسه جمع کند و قیمت‌ها را به آن‌ها بدهد و بگوید دوباره قیمت بدهند یا مثلاً اول حراج دربسته برگزار کند و بعد تعداد معدودی برنده را به حراج باز ببرد.

یا مثلاً بگوید برنده کسی است که بالاترین قیمت را پیشنهاد کند ولی پولی که پرداخت می‌کند به اندازه متوسط دو نفر بعد از خودش است! یا مثلاً بگوید یک رقم ثابت – مثلاً یک میلیون تومان – می‌گذاریم وسط و متعهد می‌شویم و فروشنده مرتب کالا (مثلاً ماهی یا کار هنری) به یک سبدی اضافه می‌کند تا اولین نفر بگوید حاضر است با یک میلیون این تعداد کالا را بخرد!

تئوری حراج و نوبلیست ‌های اقتصادی 2020

واضح است که در همین دنیای حراج انواع و اقسام «مکانیسم‌ها» را می‌شود به کار برد.حتی قضیه وقتی موضوع حراج کالای خاصی باشد یا فروشنده بخواهد در یک حراج چندین تنوع مختلف از یک موضوع را با هم بفروشد یا به چند برنده بفروشد و … پیچیده‌تر نیز خواهد شد.

انتخاب بین این روش‌های مختلف برای برگزاری مزایده را«طراحی مکانیسم حراج» می‌نامند. اما چرا این مکانیسم مهم است؟

دلیل این است که انتخاب هر روش حراج در نهایت «سود» یا «حجم فروش» یا «عدالت» یا «شفافیت» متفاوتی برای فروشنده به همراه دارد.

اگر ساختار حراج درست طراحی نشده باشد به خصوص در موضوعات پیچیده مثل خصوصی‌سازی شرکت‌ها یا فروش حق امتیاز استخراج نفت و مثلاً شرایط تبانی یا رفتار استراتژیک و … بین شرکت‌کنندگان فراهم شود، موضوع مورد حراج ممکن است با قیمت خیلی پایینی به فروش برسد یا اساساً حراج شکست سنگینی را تجربه کند و موضوع مورد حراج اصلاً فروش نرود (که در دنیای واقعی مثال‌های فراوانی برای آن وجود دارد).

حالا این شاخه «طراحی حراج» مدل‌ها و تئوری‌هایی توسعه داده است که می‌گوید تحت چه شرایطی، چه نوع حراجی بهینه خواهد بود.

این تئوری‌ها را در عمل به صورتی وسیع پیاده کرده‌اند و در برخی موارد میلیاردها دلار به درآمد حراج‌کنندگان اضافه شده است.

مدل‌های حراج در گستره وسیعی از مسائل دنیای واقعی، از فروش فرکانس رادیویی و موبایل، بازار مبادله سهام، بازار برق، فروش اولیه وراق قرضه دولتی، عرضه اولیه سهام، واگذاری منابع طبیعی، خصوصی‌سازی، تا فروش صندلی کلاس بیزنس در هواپیما و … استفاده می‌شود.

در دنیای آنلاین، مثلاً عرضه لحظه‌ای آگهی کنار صفحه ایمیل یا فیس‌بوک نیز به‌صورت گسترده از این مکانیسم‌ها استفاده می‌شود.

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *