تورم در ایران به صورت عادی روندی صعودی داشته به طوریکه میانگین نرخ تورم ایران در خوشبینانه‌ترین ارزیابی پیرامون ۲۰ درصد در سال نوسان می‌کند، حال آنکه در منطقه دلار این میانگین از سه در صد بیشتر نبوده است.

با نگاهی به وضعیت اقتصاد بحران زده کشور باید گفت در شرایطی به سر می‌بریم که شماری از پیش‌درآمدهای «اَبَر تورم» در اقتصاد در حال نمایان شدن است.

این پیش‌درآمدها معمولاً با سقوط اعتماد به پول ملی همراهند، از جمله این که مردم سعی می‌کنند هر چه زودتر دارایی خود را به «غیر پول» و یا پول خارجی بدل کنند تا پس‌انداز و قدرت خریدشان محفوظ بماند.

گاه حتی در برخی مواقع وضعیت به گونه ای پیش میرود که مردم به ارزش‌گذاری کالاها و خدمات بر پایه پول‌های خارجی عادت می‌کنند.

در حال حاضر به ویژه بعد از تحریم‌های مضاعفی که از سال گذشته بر کشور اعمال شده است شرایط اقتصاد به گونه‌ای بحرانی و نابسامان است که برخی از مردم برای ارزیابی نوسانات دلار احتیاجی به رفتن به صرافی‌ها و یا چک کردن قیمت ارز در گوشی‌های موبایل خود ندارند.

به عنوان مثال می‌توان گفت وقتی که وارد بازار میوه می‌شویم و قیمت یک کیلو موز را در تابلوی میوه‌فروشی‌ها نگاه می‌کنیم، احتمال حدس زدن تغییر نرخ دلار در بازار آزاد و سطح حدودی آن کاملا مشخص است.

بیشتر بخوانید: پرداخت سود بانکی، منشاء تورم

در نتیجه این ادعا وجود دارد که یک کیلو موز (معادل یک دلار) به عنوان یک معیار در ذهن مردم نقش بسته است.

متاسفانه با به وجود آمدن شرایط اینچنینی و به عبارتی از میان رفتن تدریجی نقش پول ملی به عنوان ابزار محاسبه ارزش کالاها و خدمات شرایط ابرتورم را میتوان در آینده اقتصاد پیش بینی کرد.

از سوی دیگر افزایش قیمت دلار در بازار آزاد برای مردم به پیش‌درآمد اوج‌گیری قریب‌الوقوع تورم و فروریزی قدرت خرید آنها بدل شده است.

در عمل بخش بزرگی از مردم ایران در پیوند تنگاتنگ با دلار زندگی می‌کنند وبا دلار برنامه‌ریزی می‌کنند. و حال که دلار به بالای ۲۹ هزار تومان رسیده، پرسش درباره تحولات بعدی نرخ برابری ریال به دلار رهایشان نمی‌کند.

با این وضعیت بانک مرکزی باید از تزریق ارز به بازار خودداری کرده و ذخایر ارزی خود را بیش از پیش حفظ کند.

زیرا در این برش تاریخی از اقتصاد ایران، اگر عزمی برای الگویابی از معجزه‌های اقتصادی ایجاد نشود، راه‌حل‌های تکراری که با دوپینگ نفتی باعث تسکین موقت آشفتگی‌های اقتصادی می‌شد، دیگر جوابگو نخواهد بود و هیچ جایگزینی جز تسلیم شدن به روند پرشتاب تحولات نگران‌‌کننده‌ای که هم‌اکنون با دور موتور فزاینده، همه بازارها را یکی پس از دیگری درمی‌نوردد، در دسترس نخواهد بود.

نویسنده یادداشت: آرمین موسوی-کارشناس ارشد اقتصاد

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *