این روزها فضای مجازی جای خود را بیش از پیش در زندگی مردم باز کرده و همین امر نقش صدا و سیما را کمرنگ کرده است.

به گزارش برات‌نیوز، این روزها صدا و سیما دیگر به رونق گذشته نیست.

شاید بتوان گفت از زمان فعالیت صدا و سیما در ایران تاکنون، دهه هفتاد درخشان‌ترین دهه برای این رسانه محسوب می‌شود.

در آن زمان سریال‌هایی مانند گل پامچال، روزی روزگاری، در پناه تو، در قلب من، همسران، آژانس دوستی، خانه سبز، کت جادویی، امام علی (ع)، پهلوانان نمیمیرند، روزگار جوانی، دختران، پس از باران و …. خیابان‌ها را خلوت می‌کرد.

حتی در زمان جنگ تحمیلی نیز صدا و سیما با سریال‌هایی نظیر سال‌های دور از خانه و از سرزمین شمالی رونقی دیگر داشت.

مجموعه‌های طنزی نظیر پاورچین، نقطه‌چین، شب‌های برره و … نیز دهه 80 را برای مردم خاطره‌انگیز کرده‌اند.

نکته قابل توجه این است که در آن سال‌ها تنها سریال‌ها نبودند که مردم را پای تلویزیون می‌کشاندند.

در سال‌های دور حتی برنامه‌های کودک رنگ و بویی دیگر داشت.

حضور عموهای فیتیله‌ای و عمو پورنگ به بچه‌های متولد دهه 70 شور زندگی می‌داد.

از سوی دیگر مسابقات تلویزیونی نظیر مردان آهنین، راز سیب، مسابقه هفته، سیمرغ، آذرخش و برنامه‌هایی نظیر اکسیژن رنگ و بوی دیگری به محتوای صدا و سیما داده بود.

اما سریال‌ها و برنامه‌هایی که این روزها از صدا و سیما پخش می‌شود تا چه حد محبوبند؟

این برنامه‌ها تا چه حد می‌توانند مخاطبان را به خود جذب کنند؟

این روزها مردم دیگر مانند گذشته وقت خود را برای دیدن تلویزیون صرف نمی‌کنند.

حتی بعضی از مردم که سبک زندگی مینیمال در پیش گرفته‌اند، دیگر وسیله‌ای به نام تلویزیون در خانه خود ندارند!

در گزارش امروز سعی کردیم تا به بررسی این موضوع بپردازیم و ببینیم چرا این روزها فضای مجازی از صدا و سیما پیشی گرفته است؟

صدا و سیما چرا اینقدر تغییر کرد؟

شاید اصلی‌ترین دلیلی که می‌توانیم برای پیشی گرفتن فضای مجازی از صدا و سیما بیان کنیم، افزایش سانسورها و ممیزی‌ها در تلویزیون باشد.

در شرایط حال حاضر سریال‌های خارجی از جدول پخش صدا و سیما تقریباً حذف شده‌اند.

یا اگر هم پخش می‌شوند آنقدر سانسور شده‌اند که محتوای فیلم نابود شده است.

گاهاً حتی این سانسورها در بخش‌هایی صورت گرفته است که شئونات را خدشه‌دار نمی‌کنند!

بلکه تنها فردی که اقدام به سانسور فیلم کرده طبق نظرات و سلایق شخصی آقایان مسئول عمل کرده است.

جدا از آن، پخش برخی سریال‌ها آنقدر در صدا و سیما تکرار شده که در فضای مجازی جریان‌های طنزی در این رابطه به راه افتاده است.

از پرتکرارترین سریال‌ها می‌توان به افسانه جومونگ، یوسف پیامبر و مختارنامه اشاره کرد.

این موضوع تکرار بیش از حد در فواصل زمانی مختلف، نه تنها مخاطب تلویزیون را کم می‌کند بلکه از ارزش این سریال‌ها نیز می‌کاهد.

رونق سریال‌ها در شبکه‌های خانگی

در شرایط حال حاضر شاهد آن هستیم که سازندگان سریال‌های فاخر تمایلی به فروش اثرشان به صدا و سیما ندارند و اکثراً به شبکه خانگی روی آورده‌اند.

اخیراً سریال‌های پرطرفداری نظیر هم‌گناه، زخم کاری، خاتون، قورباغه و… همگی از شبکه‌های خانگی نظیر فیلیمو و نماوا پخش شدند.

هرسال به جای اینکه این رسانه ملی اقدام به پیشرفت کند، با ممیزی‌ها و قوانین سختگیرانه کار را برای برنامه‌سازان سخت می‌کنند.

تا جایی که این افردا ترجیح می‌دهند زیر بار کار کردن با این رسانه نروند.

هرچند که فعالیت این قشر، در شبکه‌های خانگی هم چندان بی مشکل نیست.

این روزها حتی فیلم‌ها و سریال‌های تولید داخل مجبور به سانسور یا حذف سکانس‌هایی خاص هستند.  

اما به هرحال میزان سخت‌گیری برای فعالیت در شبکه‌های خانگی کمتر از خود صدا و سیماست.

سانسور حتی در اخبار

رسانه ملی حتی در اخبار رسانی به مردم نیز جانب امانت را رعایت نمی‌کند.

چه بسیار اخباری که اجازه منتشر شدن از رسانه ملی ندارند و حتی گوشه‌ای از آن‌ها نیز از تلویزیون به اطلاع مردم نمی‌رسد.

 و یا اینکه آنقدر دیر منتشر می‌شوند که خود مردم تمام زوایای آن اخبار را پیش‌تر از فضای مجازی دریافت کرده‌اند.

البته از حق نگذریم برخی برنامه‌سازان متعهد همواره تلاش دارند تا بتوانند اخبار را به شیوه‌ای متفاوت‌تر از گذشته به اطلاع مردم برسانند.

برای نمونه بخشی از برنامه اخبار نیمروزی شبکه یک را مثال می‌زنیم که تحلیل‌های اقتصادی مرتضی حیدری رنگ و بوی دیگری به این بخش خبری داده است.

همچنین گاهی اوقات نیز برنامه‌ گفت‌وگوی خبری با سوالات پر چالش مجری‌اش از مسئولین، رضایت مردم را به دنبال دارد.

موضوعی که واضح است این است که مردم این روزها به دنبال صداقتند.

آن‌ها به دنبال این هستند که افرادی باشند تا صدایشان را به مسئولین برسانند.

اصحاب رسانه به سبب موقعیت شغلی خود این امکان را دارند تا صدای مردم باشند.

اما چند نفر از آنان نظیر المیرا شریفی مقدم، مجری شبکه خبر، حاضر می‌شوند تا گفت‌وگویی پرسشگرانه و پربحث با مسئولین داشته باشند؟

فضای مجازی جایگزین صدا و سیما

حالا پای صحبت‌های مردم که می‌نشینیم دیگر کمتر کسی مخاطب صدا و سیماست.

اکثر مردم این روزها به استفاده از فضای مجازی روی آورده‌اند به جز افرادی که به دلیل کهولت سن یا سواد کم، استفاده از تکنولوژی برایشان سخت است.

وقتی از مردم علت این امر را می‌پرسیم پاسخ‌ها مشابه است.

آن‌ها در پاسخ به این پرسش، بحث سانسور را بیش از هر چیزی مطرح می‌کنند.

برای مردم سانسور کردن اخبار، فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی عذاب‌آور شده است.

عده‌ای دیگر تنوع محدود و تکرار بیش از حد برنامه‌های تلویزیون را علت نادیده گرفته شدن صدا و سیما می‌دانند.

برخی دیگر عقیده دارند که تلویزیون نه تنها فرهنگ سازی نمیکند، بلکه مدام مسائلی را به عنوان تابو به جامعه معرفی می‌کند که این روزها دیگر دغدغه مردم نیستند.

ساده بگوییم مردم دیگر به صدا و سیما اعتماد ندارند.

اخبار و برنامه‌های مختلف تلویزیونی نیازهای مردم را آنطور که باید پاسخگو نیست.

از همین رو مردم فضای مجازی را برای پر کردن اوقات فراغت خود انتخاب می‌کنند.

چراکه به گفته آن‌ها در فضای مجازی به سلایق احترام گذاشته می‌شود و می‌توانند از هر نوع سرگرمی که بخواهند بدون ممیزی استفاده کنند.

مردم این روزها معتقدند که تنوع برنامه‌های سرگرم‌کننده آنقدر در فضای مجازی زیاد شده است که دیگر مجالی برای وقت تلف کردن پای برنامه‌های کسل‌کننده صدا و سیما باقی نمی‌ماند.

به خصوص اینکه این اواخر حذف چهره‌های محبوب مردم از تلویزیون آن‌ها را بیش از پیش خشمگین ساخته است.

مردم معتقدند صدا و سیما دیگر به سلایق، نیاز و شعورشان احترام نمی‌گذارد.

همین امر باعث می‌شود تا فاصله میان مردم و رسانه ملی روز به روز بیشتر شود.

سرمایه گذاری روی بخش‌های کم اهمیت

در شرایطی که مخاطبان تلویزیون روز به روز کمتر می‌شود، بودجه صدا و سیما هر سال افزایش می‌یابد!

با این اوصاف انتظار می‌رود که این بودجه صرف برنامه‌سازی مطابق با سلیقه مردم شود.

اما این روزها می‌بینیم که بودجه‌ها در بخش‌هایی صرف می‌شوند که اهمیت کمتری ندارند.

برای مثال این روزها خلاقیت صدا و سیما در تولید تبلیغات کمی بیشتر از قبل شده است.

حتی شاهد تبلیغاتی هستیم که گونه‌ای ساده از موسیقی رپ در آن‌ها استفاده شده است.

رنگ و لعاب پیام‌های بازرگانی نیز بیشتر از قبل شده و از تکنیک‌های روز دنیا در ساخت تیزرها استفاده می‌شود.

البته نباید از زحمت شرکت‌های تبلیغاتی نیز در بهتر شدن این بخش از تولیدات صدا و سیما چشم پوشی کرد.

بیشتر خلاقیت اضافه شده به این بخش مربوط به زحمت این قشر است.

با این حال همچنان انتقاداتی به تیزرهای تبلیغاتی وارد است و عده‌ای می‌گویند چرا در شرایطی که قشر عظیمی از مردم ایران با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می‌کنند، یک تبلیغ تلویزیونی باید برشی از یک زندگی پرتجمل را به تصویر بکشد؟

این انتقاد شاید خیلی هم بی‌راه نباشد اما باید به این نکته توجه کنیم که مشکلات اقتصادی در حال حاضر همه‌گیر شده و تمام نقاط جهان با آن دست به گریبانند؛ اما در هیچ‌ کجای دنیا نمی‌بینیم که بخش تبلیغات تلویزیونی تعطیل شده باشد.

حتی باید به این نکته توجه کنیم که یک تبلیغ جذاب می‌تواند فروش محصولات را افزایش دهد و از این طریق چرخ اقتصاد نیز پرسرعت‌‌تر و روان‌تر بچرخد.

در حقیقت باید بدانیم که فروش بیشتر یک کارخانه مساوی‌ست با اشتغالزایی بیشتر و رفاه بیشتر کارگران آن کارخانه.

با این حال سوال بزرگی که مطرح می‌شود این است که چرا صدا و سیما تنها در بخش تبلیغات متنوع می‌شود؟

چرا این بودجه در راه جذب مخاطب صرف نمی‌شود؟

چاره کجاست؟

آذری جهرمی وزیر ارتباطات دولت قبلی چندی پیش در همین رابطه اظهار کرد:

زمانی که پای فضای مجازی به میان می‌آید ساختار عملکردی تفاوت می‌کند.

اگر به شیوه قدیم به این فضا نگاه کنیم، توسعه و پیشرفت نخواهیم کرد.

فضای مجازی به اخبار سرعت می‌بخشد.

این راهش نیست که با بستن این شبکه‌ها جلوی راه توسعه را بگیریم.

راهش این است که محتوای مناسب ایجاد کنیم و اقدامات و عملکردمان را متناسب با این فضا پیش ببریم.

همیشه با بستن فضای مجازی نمی‌توان به نتیجه دلخواه رسید.

گاهی چاره کار آزاد کردن فضا است.

پهنای باند یک مسئله دستوری نیست که به مردم بگوییم چه چیزی مصرف کنند.

مصرف به ذائقه افراد برمی‌گردد و نمی‌توان به کسی زور کرد که چه چیزی مصرف کند. 

جهرمی در ادامه افزود:

باید بگویم در این بین سازمان‌هایی نظیر صدا و سیما هستند که باید فرهنگ‌سازی کنند.

اما به جای این که بودجه را صرف فرهنگسازی کنند، صرف انتقاد می‌کنند.

اگر پهنای باند انجام نشده بود در ایام کرونا چطور می‌توانستیم آموزش، سلامت و کسب  و کار را پیش ببریم؟

نگاه به افزایش پهنای باند، بدون در نظر گرفتن ضوابط فرهنگی، ذهنیت اشتباهی است.

باید جنس فرهنگ‌سازی را تغییر دهیم.

دیگر نمی‌توان جامعه را با مکانیزم صداوسیما پیش برد.

صداوسیما باید خودش را آپدیت کند.

نظر ما نیز به نظر وزیر جوان دولت قبلی بسیار نزدیک است.

با توجه به مسائلی که بیان شد امید است تا مسئولان توجهی ویژه به صدا و سیما داشته باشند و بودجه‌های این سازمان در راه جذب مخاطب خرج شود تا بتوانیم بار دیگر شاهد رونق رسانه ملی باشیم.

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *